تبليغاتX
نظر سوم - نفخ در صور آخرين مقاتله
                                         

 

« نفخ در صور آخرين مقاتله »

 

13 آبان امسال چه چيزي را بايد روشن كنيم؟

 

13 آبان روزي براي ابراز آشكاراي انزجار از استكبار است. خصوصا نماد بزرگ آن شيطان اكبر يعني آمريكا. اين سنتي بنيادين است كه براي آن تبديل و تغييري نخواهيم يافت. اما استكبار امروز با 30سال پيش در شكل و قيافه ، توان، هدف و برنامه هايش تفاوت هاي زيادي دارد. با ظهور انقلاب اسلامي عصر توبة بشريت از آخرين گام جاهليت يعني جاهليت مدرن فرا رسيد و با پيشرفت اين انقلاب كه در گذر زمان روز به روز عيان تر و آشكارتر به چشم مي‌آيد طبيعيست كه توان دشمن آن كمتر مي‌شود و درنتيجه شيوه هاي نبردش متفاوت‌تر. آمريكايي كه در رأس جهان دهكده شده قرار دارد در چهار ركن قدرت برتر بود كه البته اين چهار ركن ارتباط تنگاتنگي داشتند:

اقتدار نظامي، سلطة اقتصادي، قدرت علمي و تسلط رسانه اي.

1- هيمنة اقتدار نظامي آمريكا در باتلاق جنگي عراق و افغانستان فرو رفت و با جنگ هاي 33 روزه و 22روزه يعني جنگ‌هاي سپاه جبهة انقلاب اسلامي با نوچة آمريكا نابود شد و دنيا فهميد كه عبارت «آمريكا قدرت يكه تازيست كه اگر اراده كند هركشوري را نابود خواهد كرد» حقيقت دارد اما در فيلم هاي هاليوودي و نه واقعيت.

2- نظمي كه بنيانش بر قواعدي شيطاني باشد دوامي نخواهد داشت و با كوچكترين لرزه‌اي به فروپاشي خواهد انجاميد. اينگونه است كه با ورشكستگي يك شركت چندين بانك و كمپاني بزرگ و در نهايت مانند يك دومينو تمام اجزاي اقتصاد دهكدة جهاني و رأس پر ادعاي آن فرو ميريزد و اين آغاز قصة پر غصة فروپاشي هيمنة اقتصادي غول غرب بود كه هنوز هم ادامه دارد. هراندازه كه استقلال در ملتي كمتر وجو داشتد پس لرزه هاي اين زلزله در آمريكا بيشتر دامان آن ملت را فراگرفت و خواهد گرفت.

3- اما رنسانس كه عصر آغاز ولايت science به جاي ولايت الله بود با به بن بست رسيدن علوم تجربي در عرصة كارآمدي و آغاز عصر توبة بشريت از پرستش دنيا، غروب خويش را نظاره مي‌كند. البته اين بن‌بست راهيست تدريجي كه آهسته و پيوسته طي مي‌شود و ناگهان به انقلابي عظيم و تحولي سريع منجر خواهد شد و اين شايد پيچيده ترين عرصة تقابل با كفر مدرن است كه اينبار هم خيزش توحيدي عظيمي را از جانب شرق مي‌طلبد و البته با شروع عصر توبه ذائقة بشريت براي اين خيزش هرلحظه آماده تر از پيش است.

4- تنها بازماندة به ظاهر مستحكم از هيمنة شيطان بزرگ، تسلط رسانه‌اي اوست و اگر جنگ امروز با استكبار جنگ نرم نام مي‌گيرد بي ارتباط با اين تسلط رسانه‌اي و دركنارش بازماندة اقتدار علمي غرب و قلة آن(آمريكا) نيست. جنگ نرم، جنگ فرهنگهاست و غرب شكست خورده در عرصة اقتصاد و نظامي‌گري چاره‌اي جز پناه بردن به جنگ نرم براي بازتوليد ارتش سخت خود ندارد اما اينبار اين ارتش سخت بناست تا از دل ملل دشمن غرب ياربگيرد و نه از درون ملل غرب. اينست كه امروز جنگ ما با استكبار از جنس نرم است و پيچيده‌تر از گذشته چراكه ارتش غرب اينبار از غرب نيست كه مي خواهد برخيزد و به جنگ حق بيايد بلكه درست اينبار جنگ انقلاب و تمدن غرب در بين صفوف ملل انقلابي شكل خواهد گرفت.

 چه زيبا سيد شهيدان اهل قلم، بصيرانه آينده را ديد و براي امروز ما ترسيم كرد:

« از اين پس تا آنگاه كه شمس ولايت از افق حيثيت كلي وجود انسان سر زند و زمين و آسمان ها به غايت خلقت خويش واصل شوند ، همة نظاماتي كه بشر از چند قرن پيش در جست وجوي يوتوپياي لذت و فراغت _ كه همان جاودانگي موعود شيطان است براي آدم فريب خورده _ به مدد علم تكنولوژيك بنا كرده است يكي پس از ديگري فرو خواهد پاشيد و خلاف آنچه بسياري مي پندارند، آخرين مقاتلة ما _ به مثابه سپاه عدالت _ نه با دموكراسي غرب كه با اسلام آمريكايي است ، كه اسلام آمريكايي از خود آمريكا دير پاتر است . اگر چه اين يكي نيز و لو "هزار ماه " باشد به يك "شب قدر " فرو خواهد ريخت و حق پرستان و مستضعفان وراث زمين خواهند شد. »

چندسالي مي شود كه دموكراسي غرب در برابر مردم سالاري ديني شكستي سهمگين خورده است. با پيروزي دولتي برآمده از شعارهاي انقلاب در ايران و استحكام دوباره آن در باشكوه‌ترين انتخابات تاريخ رياست جمهوري آن هم با بيشترين رأي تاريخ كشور، با پيروزي دولت حماس، تحكيم قدرت سياسي حزب الله لبنان ، پيروزي دشمنان آمريكا و غرب در آمريكاي لاتين و اسلامگرايان در اقصي نقاط جهان مانند تركيه و كشورهاي آفريقايي و... اينها همه علائم پيروزي در چالشيست كه مردمسالاري انقلاب با تمدن غرب و دموكراسيش آغاز كرد.

در حقيقت سالهاست كه به صورت نرمي جنگ نرم آغاز شده، هرچه زمان گذشت و فروپاشي اركان قدرت استكبار عيان‌تر شد آنها بيشتر دريافتند كه راه نبرد با اسلام نابي كه كمر همت به فروپاشيشان بسته بود تنها و تنها از پشتيباني سازشكاران مي‌گذرد و نبرد با صراط مستقيم اسلام ناب جز با طرق معوج اسلام آمريكايي و اسلام متحجرين شكستي امتحان شده درپي خواهد داشت. امروز راه سدّ غرب در برابر فرودآمدن حق بر پيكرة تمدنش ترويج سكه‌هاي تقلبي در هركجاييست كه اسلام ناب نفوذ كرده و قلوبي را متشكّل به تسخير خود درآورده است. در فلسطين ابومازن و جنبش فتح علم مي‌شوند تا به عنوان صف مقدم جبهة آمريكا با دولت حماس رويارو شوند. آمريكا نه فقط تمام سلطة رسانه اي خويش را كه در زمان لازم آن اندك قدرت نظامي باقي مانده اش را نيز به ميدان مي‌آورد تا مبارزان اسلام ناب در كشور فلسطين را به زانو درآورد. البته «ومكروا و مكر الله و الله خيرالماكرين»

در لبنان رفيق حريري ناگهان در يك بمب گذاري مشكوك به نام سوريه، ترور مي‌شود و سعد حريري از فرانسه فراخوانده شده و ائتلاف 14مارس براي مبارزه با حزب الله از درون لبنان علم مي‌شود، جنگ 33روزه به راه مي‌افتد و پس از عدم موفقيت تمام توان رسانه اي و مالي غرب براي پيروزي ائتلاف 14مارس در انتخابات مجلس لبنان به ميدان مي‌آيد.

در ايران اما قضيه متفاوت است چون رهبري حكيم يك تنه در برابر نقشه هاي آنان ايستاده است لذا پرو‍‍ژة حاكميت چندگانه، عرفي سازي دين و ... كه در عصر دولت اصلاحات پي‌گرفته شد به بن بست رسيد و كيست نداند كه پشت اين بازيها چه كساني ايستاده بودند؟ بعد از آن هرآنچه از رسانه در عالم وجود داشت بسيج شد تا دولت برآمده از شعارهاي انقلاب را 4سال تمام مورد آماج قرار دهند، به انتخابات 88 رسيدند اينبار هم هجمة تبليغيشان اثري بر مردم نگذاشت و دستي كه با نام خميني و ظاهر اسلام و حقيقت اسلام آمريكايي بيرون آمده بود اين بارهم با راهبري آن ره‌بر حكيم و مردم ايران قطع شد. اما مأيوس نشدند و  فتنه اي عميق را ايجاد كردند و جنبش سبز را علم. جنبشي كه اينگونه تعريف مي‌شود: هرآن كس ظاهراً و باطناً با انقلاب دشمني دارد عضوي از اين جنبش است.

14مارس لبنان، حكومت خودگران فلسطين، كودتاگران عليه چاوز در ونزوئلا ، جنبش سبز و... همه سر در يك آخور دارند. همان آخوري كه بوش پسر در معدود حرفهاي راستي كه در زندگيش زده بود پيش از رفتن از كسوت رياست شيطان بزرگ اينگونه بيانش كرد: « ما از اصلاح طلبان در ايران، لبنان ، فلسطين و كل خاورميانه[ودر واقع كل دنيا] حمايت مي‌كنيم.»

امروز جنگ با استكبار در خط مقدمي پيگيري مي‌شود كه يك سوي آن خط سازش و سوي ديگرش خط مقاومت در برابر استكبار قرار دارد. خط سازشي كه آن را اصلاحات مي خوانند اما در واقع همان    Reformism  است كه با ظاهري اسلامي بذر افسادات آمريكايي را در فرهنگ ملل انقلابي مي‌كارد.

با حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري ايران جنگ نرمي كه سالها بود زير پوست جوامع انقلابي در جريان بود آشكار شد و اينگونه شد كه فرمان آخرين مقاتله توسط رهبر انقلابيان جهان اعلان شد. امروز برائت از روسيه و چين را مطرح مي‌كنند اگر اين از روي صداقت و استقلال طلبي حقيقي بود، ما نيز به آنان مي‌پيوستيم اما ترديدي نيست كه پيروان اسلام آمريكايي براي انحراف اذهان از بت بزرگشان آمريكا به سراغ چين و روسيه رفته اند تا شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل را خط بزنند. 13 آبان روز برائت جويي از استكبار است ، استكباري كه هيكل تنومندش روز به روز نحيف‌تر از گذشته مي‌شود و هر روز نظامي از نظاماتش و ركني از اركانش فرو مي‌ريزد. امروز چشم اميد اسكتبار براي بقا به اسلام آمريكايي دوخته شده است. در 13 آبان اولين سالي كه جنگ نرم به صورت رسمي بروز يافته است ضمن آنكه نبايد اجازه داد بت بزرگ فراموش شود، بايد دست امروزين استكبار كه در قالب خط سازش در ميان ملل انقلابي از آستين بيرون آمده را نشان داد. مرگ اسلام منافقانه در آشكار شدن پليديهايي از آن است كه پس ظاهري اسلامي نهان كرده. بايد براي مردم ايران، همچنين در بازتاب اين حركت در سطح جهان نشان داد كه ما هنوز هم از استكبار و شيطان كوچك و بزرگ يعني انگليس و آمريكا منزجريم و اتفاقا دست جديد آنها را نيز خوب شناخته ايم. بايد نشان دهيم مبناي ما در جنگ امروز انتقام جويي ،تصفيه حساب سياسي يا حمايت از يك منتخب مردم نيست بلكه انزجار از خاتمي و موسوي و اصلاحاتشان(جنبش سبز) بر همان مبناي انزجار از ابومازن و دولت سازش كار خودگردان و سعدحريري و ائتلاف 14 مارس لبنان استوار است. ما چون با اسكتبار دشمنيم پس با خط سازش چه در ايران، چه در لبنان، چه در فلسطين و چه هركجاي ديگر دنيا دشمنيم.

13 آبان امسال زمان اعلام آمادگي براي آخرين مقاتله است وشعار "مرگ بر آمريكا" و  "مرگ بر اسلام آمريكايي"

 

 

 

نوشته شده توسط مجتبي عرب مازار يزدي در شنبه نهم آبان 1388 ساعت 16:37 | لینک ثابت |
 
business articles
Powered By Nazare3 Group