وظیفه ی ما چیست؟
"همهی مجاهدان فلسطين و همهی مؤمنان دنيای اسلام به هر نحو ممكن موظف به دفاع از زنان و كودكان و مردم بیدفاع غزهاند و هر كس در اين دفاع مشروع و مقدس كشته شود شهيد است و اميد آن خواهد داشت كه در صف شهدای بدر و اُحد در محضر رسولالله صلیاللهعليهوآله محشور شود."
رهبر معظم انقلاب
"وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد/ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد" این شعار برای همه ی ما آشناست. یا شعار "ای رهبر آزاده آماده ایم آماده" حتماً خیلی از ماها این سخن شهید آوینی را هم شنیده ایم که "باید شیپور جنگ نواخته شود تا مرد از نامرد شناخته شود". برایم در هاله ای از ابهام بود که در این شرایط و با توجه به پیامی که آقا داده اند وظیفه ی من چیست؟ بر خود لرزیدم "این هم حکم جهاد" آیا آماده ایم؟ یا مثل خیلی ها شعارمان این است که ای رهبر آماده آزاده ایم آزاده! الحمدا... هنوز یافت می شوند کسانی که اگر بی حالی و رخوت ما شور و حال
آن ها را نگیرد، شعله ی ایمان و غیرت آن ها دشمنان را بسوزاند! خیلی از ماها خوابیم و خواب شبمان را ترجیح می دهیم! ولی باز این هم که نمی شود، وظیفه ی همه ی مردم که این نیست که بیدار باشند! یک عده ای باید باشند که بیدار کنند بقیه را، خیلی ها خواب برایشان سنگین می شود، مخصوصاً حالا که دم دمای صبح ظهور است (خواب در وقت سحر گاه گران می گردد).
دوستم می گفت ای بابا ما را چه به فلسطین؟ مگر ما خودمان کم بدبختی داریم؟ کم فقیر و بیچاره داریم؟ سرمان تو کار خودمان باشد بهتر نیست؟ به او گفتم برادر چه می شد اگر عوض می شد جای ما و آن ها؟ به او گفتم به نظرت عجیب نیست که به همین راحتی همان چیزی را بگوییم که دشمن مسلم ما از ما می خواهد!
البته آن هایی هم که سحر گاه ظهور را درک می کنند آن هایی نیستند که به ضرب و زور ساعت و رفیق و پدر و مادر برای نماز بیدار می شوند تا برای خدا قیام کنند! آن هایی که قدری از مرزهای مادی و معمولی فراتر می روند و ادعای انتظار امام زمان (عج) را دارند، همواره بیدارند و دل به بیدار کردن دیگران نمی بندند! آن ها مجالس عزاداری شان برای امام حسین (ع) همراه با یاد مصائب مظلومان عصر حاضر است و بی تفاوت از کنار کشتار های گسترده ی مردم در باریکه ی غزه نمی گذرند.
روح عزاداری برای امام حسین دفاع از مظلوم است، قیام برای خدا است. همان کاری که خود حضرت انجام دادند در برابر یزید و حکومت فاسد و ظالم او. زیر با ذلت نرفتند! راستی چه خواهد شد که اگر اکنون سیلی نزنیم به گوش اسرائیل جنایتکار؟
دو فردای دیگر هم نوبت خود ماست که تن به ذلت دهیم اگر امروز سکوت کنیم در برابر این ظلم آشکار که چنین وحشیانه بر برادران ما می رود. مگر یادمان رفته خطبه ی معروف جهاد در نهج البلاغه "...به من خبر رسید مردی از لشکر شام به خانه ی زن مسلمان و غیر مسلمان که در پناه حکومت اسلام بوده وارد شده و خلخال و دستبند و گردنبند و گوشواره های آن ها را به غارت برده است در حالی که هیچ وسیله ای برای دفاع جز گریه و التماس کردن نداشته اند. لشکریان شام با غنیمت فراوان رفتند بدون اینکه حتی یک نفر آنان زخمی بردارد و یا قطره ی خونی از او ریخته شود، اگر برای این حادثه تلخ مسلمانی از روی اندوه بمیرد ملامت نخواهد شد و از نظر من شایسته است. شگفتا به خدا سوگند این واقعیت قلب انسان را می میراند و دچار غم و اندوه می کند که شامیان در باطل خود وحدت دارند و شما در حق خود متفرق اید. به شما حمله می کنند و شما حمله نمی کنید؟ با شما جنگ می کنند و شما جنگ نمی کنید، این گونه معصیت خدا می شود و شما رضایت می دهید ..."
الان به طرز وحشیانه ای مردم فلسطین را می کشند و هر انسان دیندار و بی دین دلش به درد می آید و تحمل نمی کند جنایات این دشمنان بشریت را.
محرم امسال با کربلائی دیگر عجین شده است، و باید در کنار روضه ی علی اکبر و علی اصغر که سلام خدا بر آن ها باد روضه ی کودکان و جوانان مظلوم فلسطین را نیز بخوانیم. اگر انصاف داشته باشیم با این همه شهید و زخمی هر روز ِ غزه عاشورا و گوشه گوشه ی ِ آن کربلاست. در واقع هر روزی که مظلومی در آن کشته شود عاشوراست و هرجائی که در آن خونی به ناحق ریخته شود کربلاست.
"حال ای جوان مرد بگو که از کدامین قبیله ای؟" وظیفه ی ما چیست؟ آیا به دعوت حسین زمان لبیک می گوئیم؟ یا می نشینیم؟
آیا حاضریم بریر ها و مسلم های عصر جدید باشیم که در صف اول جهاد افتخار بندگی می یابند؟ یا اینکه ...
"مردم بنده ی دنیا هستند و دین لقلقه ی زبانشان است تا زمانی که ضرری برای زندگی شان ندارد به دنبال آن می روند و آن گاه که ابتلاء فرا می رسد دین داران کم می شوند"
با مشارکت فیروز عبادی

