برای همین عین جمله ای را که گفته بودم می نویسم در این جا می آورم
"حق به اسم نیست اگر چیزی وجود داشته باشد اما مخالف حق باشد در جهت تحکیم استکبار و سرمایه داری لیبرال حتی اگر عده ای نام آن را اسلام بگذارند محکوم است"
خوب حالا می رسیم به سخن اصلی
این مارکسیست ها حتی بدون پیشوند نئو یا پسا از یک الگوی پیش روی در فکر و سخن بهره می برند:
۱. با نفی خدا و روح و متافیزیک و غرق عمدی در مادیگری اجازه ی هر گونه شناخت و نتیجه گیری بر اساس گزاره های الهی را از خود می گیرند.
۲. کار فوق را در مورد اخلاق هم انجام می دهند.
۳.با قطع ارتباط تاریخی با گذشته نمی گذارند بشود نتیجه ی درستی از تاریخ گرفت.
۴. آن ها به شدت انسان را فرزند زمان می کنند و ارزش در این چارچوب رنگ می بازد.
۵. آن ها از پاسخ به این سوال که اگر خدا و گزاره های الهی نباشند آنگاه دفاع از محرومین دقیقاْ چرا و به چه علت اهمیت دارد عاجزند.
۶. در نهایت آن ها انسان هایی هستند که خود را جوینده ی حق می دانند ولی خدا را از معادلات خارج می کنند لذا هیچ گاه حق را نمی یابند.
-----------------------------------------
پ. ن. از عدم بکار گیری علائم انشائی عذر می خواهم

