تبليغاتX
نظر سوم - تفکر سیستمی، تفکر بسیجی؛ توافق یا تضاد 4
 
پايگاه فكري تحليلي چند دانشجو كه بسیجی نیستند اما دوست دارند "بسيجي" باشند
 


تفکر سیستمی ۲

امروزه در تمامی جهان تفکر حاکم به صورت رسمی، تفکر سیستمی است و ظاهراً کمتر جایی است که رقیبی برای این نوع تفکر جسته شود. این تفکر به قدری پا گرفته که هرگونه جرح و تعدیل ِ گرایش به آن و صحبت درباره‌ی اصول آن آنارشیزم و ناهنجاری تلقی می‌شود و گرایش به غیر آن به شدت تقبیح می‌گردد. در هر حال حکومت تفکر سیستمی موجب قبض و محدودیت شدید خلاقیت می‌شود و یقیناً در مواقع اضطرار با کندی همراه است که ذکر آن رفت.

در این میان تفکر بسیجی تفکری است که عوام، جاهلان، دشمنان و حتی بعضی استادهای خیکی دانشگاه آن را مخالف تفکر سیستمی می‌پندارند و بعضاً آگاهانه یا از سر ناآگاهی بدین وسیله خواسته یا نا خواسته به آن لطمه می‌زنند و به ناحق آن را بی‌نظم و ناکارامد می‌دانند. حال آن‌که چنانچه گفته خواهد شد روا نیست، چنین تفکری را با چنین پشتوانه‌ی نظری و عملی بی‌نظم و ناکارامد بدانیم.

با صرف‌نظر از کسانی که مغرضانه یا جاهلانه با چنین تفکری دشمنی می‌کنند، خیلی های ديگر صرفاً به واسطه‌ی عدم آگاهی، تکیه بر حدس و گمان، پیش زمینه‌های نادرست، تبلیغات گمراه کننده و از هم مهم‌تر اصالت غیر قابل و چون و چرای تفکر سیستمی ـ زیرا چنان‌که گفته‌شد آن دو را متضاد می بینند ـ با تفکر بسیجی مخالفت می‌کنند.

عده‌ای هم البته به خاطر علاقه‌ی پردامنه به بسیج، نظام و انقلاب چشم بسته و بدون شناخت کافی خود را متعهد به چنین تفکری می‌دانند در حالی که شاید عدم شناخت کافی موجب شده باشد که در این مورد اغراق کنند.

تفکر بسیجی

بسیج و تفکر بسیجی مفاهیم مرتبطی هستند. منظور ما از ارتباط نه ارتباط آن‌ها به واسطه‌ی داشتن کلمه‌ی مشترک "بسیج" است. بلکه منظور ما از ارتباط این دو، چیزی فراتر از لفظ است و ادعا خواهیم کرد که نه هر کجا بسیج نام نهاده شود بسیج است بلکه می‌باید از صفات به خصوصی بهره‌مند باشد که به زعم ما تنها یکی از آن‌ها تفکر بسیجی است.

در طول ادوار گذشته هر کسی از ظن خویش یار این تفکر شده است، شاید مقاله‌ی حقیر نیز از این نقص خالی نباشد ولی نمی‌توانم در مورد این موضوع مهم سکوت کنم و نپردازم به نظریه‌ها و فرضیه‌ها. لذا مدعی نیستم که مقاله‌ی پرمایه‌ای نوشته ام، اما امیدوارم مقدمه‌ای باشد تا بیش‌تر به این موضوعات پرداخته شود.

بسیج و تفکر بسیجی هر چند انگیزه‌ی الهی دارد، اما غیر از اصول الهی و قوانین شرع اسلام که به صورت بدیهی بر این دو حاکم اند. دست انسان باز است که مطالعه نماید، مقایسه نماید و برگزیند.

تعریف واضحی از بسیج در سخنان رهبران جمهوری اسلامی قابل کشف است. تفکر بسیجی تفکری است که معتقد به مرجع بسیار عالی تری برای ایجاد تعهد است، نه این که قانون و جامعه برای چنین هدفی کافی نباشد، بلکه بسیجی کسی است که در هر شرایطی مستقل از این‌ها در هر شرایط زمانی و مکانی به دنبال تحقق اهدافی باشد که هماره مد نظر یک مسلمان و انقلابی است.

در تفکر بسیجی ما همان سازمان تفکر سیستمی را داریم با این تفاوت که در این مجموعه داریم: رهبر(بسیجی) - سردار(بسیجی) - سرباز(بسیجی). بسیجی در این کاربری که من استفاده می کنم نه به معنای عضویت در یک پایگاه بسیج است بلکه به معنای تعهد به یک مکتب و نظام و پایمردی به یک تفکر است. در این تفکر یک از عناصر از خصیصه ای با نام شناخت و درک متقابل بهره‌مند هستند زیرا تفاوتی بین آن ها نیست همه ی آن ها بسیجی هستند. این بسیجی بودن به معنای داشتن وجه تشابهی پررنگ تر از وجوه متعدد تمایز است. این تشابه باعث می شود که مرز وظایف هر یک از اعضای مجموعه تا حدودی شناور باشد یکی از اثرات این امر این است که در صورت ضعف هر یک از عناصر دیگران می توانند پوشش دهنده‌ی ضعف پیش آمده باشند. البته نباید بگذریم که این وضعیت مشکلاتی نیز می تواند ایجاد کند. شناور بودن نسبی مسئولیت ها ممکن است موجب شود که فردی که به معنای واقعی کلمه بسیجی نیست به صورت نامطلوبی در کار دیگران مداخله کند.

بسیجی کسی است که مشکلات و خلاء ها را پیدا کند و خود را همچون یک آجر کوچک در پیکر ستبر جامعه‌ی مترقی بفشارد از بیم اینکه مبادا خللی در اثر ضعف احتمالی کسی ایجاد شود، تنها یک بسیجی است که می‌تواند احیاگر و مجری تفکر بسیجی شود.

 

  نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 23:20  توسط مصطفي حسن پناه  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM