پايگاه فكري تحليلي چند دانشجو كه بسیجی نیستند اما دوست دارند "بسيجي" باشند |
توضیح: هر چه قدرم که خفن اینا رو بدونی باز یاد آوری شاید لازم باشه، که حواست باشه که وقت خدای نکرده حروم نشه که خیلی کار داری.
توصیه به جوانان برای مطالعه شرح حال سرداران جنگ (سخنان رهبر انقلاب
در دیدار دانشجویان دانشگاههاى استان یزد- 13/10/86)
در دوران دفاع مقدس- اوائل كار- بهخصوص بچههاى سپاه و بسیج واقعاً چیزى نداشتند؛ سلاح لازم را نداشتند؛ عمدهى سلاحشان همین كلاشینكف بود؛ یك تفنگ انفرادى! نمیشد با این سلاح جنگید؛ لذا به فكر افتادند. خود این به فكر افتادن، بابهایى را به روى آنها باز كرد. من توصیهام به جوانهاى عزیز این است كه شرح حال سرداران شهید را بخوانید. لابهلاى حرفهاى اینها- یك بخشهایى عاطفى و معنوى است كه آنها هم به نوبهى خود منافعى دارد اما- بخشهایى هم بخشهاى تجربىِ كارهاى اینهاست كه در میدان جنگ چگونه عمل میكردند. در دوران جنگ، ما بایستى آر.پى.جى هفت را به صورت قاچاقى با پولِ چند برابر از كشورهاى دیگر مىآوردیم و نهایت سختى را متحمل میشدیم؛ پولِ چند برابر هم میدادیم تا یك تعداد سلاحهاى ابتدایىِ این طورى را به دست بیاوریم. نتیجهى آن تجربهها و اعتماد به نفس این شد كه ملت ایران به جایى برسد كه سلاحهایى كه خودش تولید میكند، در منطقه بخشىاش درجهى یك و بىنظیر، بخشى هم كمنظیر باشد. این به خاطر همین نیاز بود. چون به ما نمیفروختند، چون به ما نمیدادند. ما احساس كردیم كه باید به خودمان تكیه كنیم. جوانهاى ما به خودشان تكیه كردند. این تكیهى به خود، استعدادها را جوشاند. این جوشش استعدادها فراورده دارد؛ فراوردهها هر یكى چندین دنباله دارد. این در همهجا هست. این اعتماد به نفس، هم در كشفیات هست، هم در علم هست، هم در ساخت و تولید هست، هم در الگوى توسعه هست.
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|