تبليغاتX
نظر سوم - عقل و دين - قسمت دوم - پايان
 
پايگاه فكري تحليلي چند دانشجو كه بسیجی نیستند اما دوست دارند "بسيجي" باشند
 

"مصلحت انديشي شمشير دو لبه است! دگم بودن و بي قيدي هركدام اثر وضعي حالتي است نا مطلوب!"
اين كل مطلب قبلي و شاه بيت زندگي همه ماست!
چقدر تا به حال به مصلحت ها فكر كرده ايم و چگونه فكر كرده ايم؟ مصلحت چيست؟ يك ديدگاه رياضي!
من با اين رياضي بر عكس رياضي مطلب قبلي كاملا موافقم و از آن طرفداري مي كنم!
تعريف مساله:
X= كاري كه مي خواهيم انجام دهيم. بزرگي عددش شدت كار را نشان مي دهد و علامتش انجام دادن يا ندادنش را.
An= تاثير پارامتر n ام.
بديهي است كه:
X=A1+A2+A3+…+Am+…+An
مثلا مي خواهم فلان جنس را بخرم (X) بايد ببينم چقدر پول بايد بدهم (A1=-2000) چقدر آن جنس برايم سود دارد (A2=+5000) امتيازي كه به اولويت اين حركت مي دهم (A3=-1000) تاثير اين حركت در جامعه (A4=-10000) و ... و X يك عددي مي شود!
احمقانه بود!
من معتقدم اين گونه است:
X=A1+A2+A3+…+Am+…+An+ Y
اين اصل حرف من است! يكY را جا انداخته بوديم! اما اين Y چيست؟
ما مسلمانان(؟) معتقديم كه هر حركت ما علاوه بر تاثير ظاهري (جامعه و ...) يك تاثير اخروي دارد! اما اين تاثير چقدر در مصلحت انديشي ما نقش ايفا مي كند؟ مقدار عددي معادلش چيست؟ به گزاره هاي زير توجه كنيد:

1- جهان ما محدود است و گنجايش "بي نهايت را ندارد".

2- جهان آخرت ذاتش نامتناهي و ابدي است.

3- تاثير هر چيز = مقدار تاثير × طول مدت تاثير

طول مدت تاثير با توجه به گزاره هاي اول و دوم معلوم مي شود اما مقدار تاثير را چگونه بايد بفهميم؟

1- ما هيچ وسيله اي براي شناخت چيستي جهان اخروي نداريم (چيستي نه هستي!)

2- مقدار تاثير را كسي مي داند كه آن جهان را بشناسد

اگر مقدار را ندانيم نامردي است پس بايد بدانيم. بهترين مثلي كه توانستم پيدا كنم اين است! Catalogue !

اينجوري بگويم كه دين دست ما كاتالوگ داده و حتي كار ما را هم راحت تر كرده است و به جاي مقدار تاثير خود تاثير را داده است. من اينگونه تعبير مي كنم: (يادآوري: آخرت نامتناهي است و گنجايش بي نهايت را دارد)
واجب = مثبت بي نهايت
حرام = منفي بي نهايت
مباه = صفر
مستحب = عدد مثبت (بزرگ و كوچك مي شود)
مكروه = عدد منفي (بزرگ و كوچك مي شود)

اگر ما فرآيند رياضي را فرآيندي عقلاني در نظر بگيريم و مصلحت را با تمام پارامتر ها در نظر بگيريم به نظر شخصي من اين بهترين رابطه اي است كه مي توان ميان عقل و دين تعريف كرد.

طبق اين رابطه عمل به تمام دستورات دين (واجب و حرام) عقلاني ترين كار است فقط سطح درك بايد اينقدر باشد كه بداني جهان آخرتي هم هست!

 

  نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 11:3  توسط سید محمد امین آقاميري  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM